نتیجه ایمان آوردن به مسیح

 انجیل یوحنا 3: 1 – 21
1یک نفر از فریسیان به نام نیقودیموس که از بزرگان قوم یهود بود، 2یک شب نزد عیسی آمد و به او گفت: «ای استاد، ما می دانیم تو معلّمی هستی که از طرف خدا آمده ای زیرا هیچ کس نمی تواند معجزاتی را که تو می کنی انجام دهد، مگر آنکه خدا با او باشد.» 3عیسی پاسخ داد: «یقین بدان تا شخص از نو تولّد نیابد نمی تواند پادشاهی خدا را ببیند.» 4نیقودیموس گفت: «چطور ممکن است شخص سالخورده ای از نو متولّد شود؟ آیا می تواند باز به رحم مادر خود برگردد و دوباره تولّد یابد؟» 5عیسی پاسخ داد «یقین بدان که هیچ کس نمی تواند به پادشاهی خدا وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولّد یابد. 6آنچه از جسم تولّد بیابد، جسم است و آنچه از روح متولّد گردد، روح است. 7تعجّب نکن که به تو می گویم همه باید دوباره متولّد شوند. 8باد هرجا که بخواهد می وزد صدای آن را می شنوی، امّا نمی دانی از کجا می‏ آید یا به کجا می رود حالت کسی هم که از روح خدا متولّد می شود همین طور است.» 9نیقودیموس در جواب گفت: «این چطور ممکن است؟» 10عیسی گفت: «آیا تو که یک معلّم بزرگ اسرائیل هستی، این چیزها را نمی دانی؟ 11یقین بدان که ما از آنچه می دانیم سخن می گوییم و به آنچه دیده ایم شهادت می دهیم، ولی شما شهادت ما را قبول نمی کنید. 12وقتی درباره امور زمینی سخن می گویم و آن را باور نمی کنید، اگر درباره امور آسمانی سخن بگویم چگونه باور خواهید کرد؟ 13کسی هرگز به آسمان بالا نرفت، مگر آن کس که از آسمان پایین آمد، یعنی پسر انسان که جایش در آسمان است. 14«همان طوری که موسی در بیابان مار برنزی را بر بالای تیری قرار داد، پسر انسان هم باید بالا برده شود 15تا هرکس به او ایمان بیاورد صاحب حیات جاودان گردد. 16زیرا خدا جهانیان را آن قدر محبّت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هرکه به او ایمان بیاورد هلاک نگردد، بلکه صاحب حیات جاودان شود. 17زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد که جهانیان را محکوم نماید بلکه تا آنان را نجات بخشد. 18«هرکس به او ایمان بیاورد محکوم نمی شود امّا کسی که به او ایمان نیاورد در محکومیّت باقی می ماند، زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است. 19حکم این است که نور به جهان آمد ولی مردم به علّت کارهای شرارت آمیز خود تاریکی را بر نور ترجیح دادند، 20زیرا کسی که مرتکب کارهای بد می شود از نور متنفّر است و از آن دوری می جوید مبادا کارهایش سرزنش واقع شود. 21امّا شخص نیکوکار به سوی نور می آید تا روشن شود که کارهایش در اتّحاد با خدا انجام شده است.»

John 3: 1 – 21
1Es war aber ein Mensch unter den Pharisäern mit Namen Nikodemus, ein Oberster unter den Juden. 2Der kam zu Jesu bei der Nacht und sprach zu ihm: Meister, wir wissen, dass du bist ein Lehrer von Gott gekommen; denn niemand kann die Zeichen tun, die du tust, es sei denn Gott mit ihm. 3Jesus antwortete und sprach zu ihm: Wahrlich, wahrlich, ich sage dir: Es sei denn, dass jemand von neuem geboren werde, so kann er das Reich Gottes nicht sehen. 4Nikodemus spricht zu ihm: Wie kann ein Mensch geboren werden wenn er alt ist? Kann er auch wiederum in seiner Mutter Leib gehen und geboren werden? 5Jesus antwortete: Wahrlich, wahrlich ich sage dir: Es sei denn dass jemand geboren werde aus Wasser und Geist, so kann er nicht in das Reich Gottes kommen. 6Was vom Fleisch geboren wird, das ist Fleisch; und was vom Geist geboren wird, das ist Geist. 7Lass dichs nicht wundern, dass ich dir gesagt habe: Ihr müsset von neuem geboren werden. 8Der Wind bläst, wo er will, und du hörst sein Sausen wohl; aber du weißt nicht, woher er kommt und wohin er fährt. Also ist ein jeglicher, der aus dem Geist geboren ist. 9Nikodemus antwortete und sprach zu ihm: Wie mag solches zugehen? 10Jesus antwortete und sprach zu ihm: Bist du ein Meister in Israel und weißt das nicht? 11Wahrlich, wahrlich ich sage dir: Wir reden, was wir wissen, und zeugen, was wir gesehen haben; und ihr nehmt unser Zeugnis nicht an. 12Glaubet ihr nicht, wenn ich euch von irdischen Dingen sage, wie würdet ihr glauben, wenn ich euch von himmlischen Dingen sagen würde? 13Und niemand fährt gen Himmel, denn der vom Himmel herniedergekommen ist, nämlich des Menschen Sohn, der im Himmel ist. 14Und wie Mose in der Wüste eine Schlange erhöht hat, also muss des Menschen Sohn erhöht werden, 15auf das alle, die an ihn glauben, nicht verloren werden, sondern das ewige Leben haben. 16Also hat Gott die Welt geliebt, dass er seinen eingeborenen Sohn gab, auf dass alle, die an ihn glauben, nicht verloren werden, sondern das ewige Leben haben. 17Denn Gott hat seinen Sohn nicht gesandt in die Welt, dass er die Welt richte, sondern dass die Welt durch ihn selig werde. 18Wer an ihn glaubt, der wird nicht gerichtet; wer aber nicht glaubt, der ist schon gerichtet, denn er glaubt nicht an den Namen des eingeborenen Sohnes Gottes. 19Das ist aber das Gericht, dass das Licht in die Welt gekommen ist, und die Menschen liebten die Finsternis mehr als das Licht; denn ihre Werke waren böse. 20Wer arges tut, der hasst das Licht und kommt nicht an das Licht, auf dass seine Werke nicht gestraft werden. 21Wer aber die Wahrheit tut, der kommt an das Licht, dass seine Werke offenbar werden; denn sie sind in Gott getan.

دل نوشته ایی از کشیش فرشید فتحی از زندان اوین

 

“خیلی وقت ها اینجا مرا مورد توهین و تحقیر و آزار قرار میدهند ولی هیچگاه به وجود مسیح درونم شک نکرده ام. بعضی ها تنهایم گذاشتند و بعضی دیگر از من فرار کردند، ولی من آنها را مطمئنن قضاوت و توبیخ  نخواهم کرد …

«محبت نیوز» – ” فرشید فتحی” از نوكیشان مسیحی است که توسط دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس محكوم شد. دادگاه اتهام وی را اقدام علیه امنیت نظام، ارتباط با سازمان های خارجی و تبلیغ مذهبی عنوان نموده است. کشیش “فرشید فتحی” كه ماه‌های متمادی را در سلول انفرادی گذرانده تاكنون اجازه مرخصی به وی داده نشده ، “فرشید فتحی” متولد ۱۳۵۸ متاهل و دارای دو فرزند می باشد. فرشید در یورش گسترده و سازمان یافته به مسیحیان ایران در آستانه سال نو میلادی ( ۲۶ دسامبر ۲۰۱۰) ۵ دی ماه ۱۳۸۹ توسط نیروهای اطلاعات و امنیتی در تهران بازداشت شد. وی هم اکنون در حال سپری کردن حبس 6 ساله اش می باشد. همسر کشیش فرشید فتحی، در ماه دوم سال جدید میلادی به همراه دو فرزندش از ترکیه بعنوان پناهنده به کشور کانادا آمده اند.

چندی پیش نامه ایی منسوب به کشیش “فرشید فتحی” که برای پدرشان در ماه نوامبر سال گذشته نوشته بود به تازه گی در رسانه های انگلیسی زبان مسیحی منتشر شده است که تحریریه «محبت نیوز» لازم دید تا این دل نوشته کشیش زندانی را بفارسی نیز ترجمه تا در اختیار هموطنان مسیحی و دیگر کاربران فارسی زبان قرار گیرد . متن نامه منتشر شده به قرار ذیل میباشد:

پدر عزیزم،

« سلام و درود گرم و صمیمانه ام را که از دل تاریک زندان با نام عیسی مسیح برایت میفرستم پذیرا باش.

زمان طولانی از آخرین باری که صدایت را شنیدم میگذرد. اما با گوش جان دعاهای گرمت را که مرا از دوردست قوت میبخشد دریافت میکنم. روزهایم از پی هم برایم سخت و سخت تر میشوند ،اما هر روز بیشتر خود را در آغوش گرم و پر مهر خداوند احساس میکنم. این روزها تنهایی را با تمام وجودم تجربه میکنم ، در حالیکه با وجود خداوند هیچگاه تنها نیستم.

اغلب اوقات بعضی چیزها موجب تاثرم میشوند ولی هیجگاه به خود اجازه نداده ام که مغلوب غم و یاس شوم. خیلی وقت ها اینجا مرا مورد توهین و تحقیر و آزار قرار میدهند ولی هیچگاه به وجود مسیح درونم شک نکرده ام. بعضی ها تنهایم گذاشتند و بعضی دیگر از من فرار کردند، ولی من آنها را مطمئنن قضاوت و توبیخ نخواهم کرد، زیرا که خدا هیچگاه مرا تنها نگذاشته است.

اکنون ( در زمان انتشار نامه* ) 361 روز است که من در سلول زندان حبسم، بدون اینکه قادر به دیدن حتی طلوع آفتاب باشم ولی مهربانی خداوند را هر روز صبح دریافت میکنم. حرفهای بسیاری برای گفتن به شما دارم ولی فقط میخواهم بدانید که صمیمانه دوستتان دارم. و دلم برای شما ، برادرم ، عمه عزیزم و تمام خانواده حتی کودکان فامیلمان هم تنگ شده است. لطفن سلام مرا به عموی عزیزم هم برسانید، چونکه یقین دارم او نیز با تمام قدرت و از صمیم قلب برای من و خانواده ام دعایمان میکند.

بی شک من نمیتوانم برای چندین سال شما را ببینم و در کنارتان باشم ولی صدای پر مهر و نصیحت های جانانه تان همیشه آویزه گوشم است. امیدوارم که روزی بتونم دوباره شما را ببینم. اما اگر پدر آسمانیمان مرا به زندگی ابدی دعوت کند، لطفن مراقب خانواده ام بیش از پیش باشید ،مخصوصن فرزندانم که عزیزترین هستند برایم.

در این پرتگاهی که در حال گذر هستم، مانند جامی است که معبودم به من داده که من تا آخرش را بی توجه به فرجامش ،خواهم نوشید. آنچه مهم است اینکه من در معشوق زنده ام و معشوق در من .

دو تن از برادان مان اینجا به شما سلام دارند و همچنین دو تن از خواهران ایماندارمان که البته جدا از ما و در پس دیوارهای بلند زندانی اند. و من نیز همیشه برای شما و تمام خانواده عزیزمان دعا میکنم. لطفن سلام و درود صمیمانه مرا به تمام خواهران و برادرانی که من و خانواده ام را دعا میکنند برسانید و از طرف من به ایشان بفرمایید:

“در سرزمین ما دیگر درختان انجیر شکوفه نمیدهند و درختچه های زیتون خشک شدند. رمه ها از آخورهایشان رمیده شده اند. ولی ما هنوز در خداوندمان شاد و سرزنده زندگی میکنیم و از موهبت منجی مان خوشنودیم. زیرا که نه هیچ دیواری، نه سیم خارداری ،نه زندانی ، نه عذابی، نه دشمنی ،نه تنهایی و نه هیچ مرگی نمیتواند ما را از یکدیگر و خداوندمان جدا سازد.”

با درود بی پایان در نام عیسی مسیح

فرشید

 

فلسفه اخلاق مسیحی

1) ده فرمان‏

2) مسیحیت و خشونت‏

3)موعظه بالای کوه‏

 

1) ده فرمان فهرستی از دستورات مذهبی است که طبق کتاب‌های سفر خروج و سفر تثنیه از جانب خدا، بر موسی در محلی به نام کوه سینا وحی شد. به باور یهودیان و مسیحیان، این احکام بر دو لوح سنگی حک شدند و موسی آن‌ها را برای قوم بنی اسرائیل خواند.
این فرمان‌ها محور شریعت یهود بوده و تمام احکام شریعت نیز در همین فرمان‌ها ریشه دارد. قوم اسرائیل با پذیرفتن این فرمان‌ها با خدا هم‌پیمان می‌شود. در قرآن کریم نیز به الواح یا همان دو لوح ده فرمان اشاره شده است. ده فرمان در باب ۲۰ سفر خروج و در باب پنجم سفر تثنیه، به طور منظم و با تفاوت‌هایی بسیار اندک، و در جای جای تورات، به گونه‌ای پراکنده ذکر شده است.

فرمان‌ها 
من خداوند خالق تو هستم که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد ساختم.
تو را معبود دیگری جز من نباشد. هیچ تصویری از آنچه در آسمان و یا بر روی زمین و یا در آب است، نساز و آنها را پرستش ننما.
نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان نیاور (از آن سوءاستفاده نکن).
روز شنبه را به یاد داشته باش تا آن را مقدس بداری.
پدر و مادرت را احترام بگذار.
قتل نکن و به مردم ظلم نکن.
زنا نکن.
دزدی نکن.
در مورد همنوعت شهادت دروغ نده.
چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش.

 

2)انجیل متی 26: 47 – 56
47عیسی هنوز صحبت خود را تمام نکرده بود که یهودا، یکی از دوازده حواری، همراه گروه کثیری از کسانی که سران کاهنان و مشایخ قوم فرستاده بودند به آنجا رسیدند. این گروه همه با شمشیر و چماق مسلّح بودند. 48آن شاگرد خائن به همراهان خود علامتی داده و گفته بود: «کسی را که می بوسم همان شخص است، او را بگیرید.» 49پس یهودا فوراً به طرف عیسی رفت و گفت: «سلام ای استاد» و او را بوسید. 50عیسی در جواب گفت: «ای رفیق، کار خود را زودتر انجام بده.» در همین موقع آن گروه جلو رفتند و عیسی را دستگیر کرده، محکم گرفتند. 51در این لحظه یکی از کسانی که با عیسی بودند، دست به شمشیر خود برد، آن را کشید و به غلام کاهن اعظم زده گوش او را برید. 52ولی عیسی به او فرمود: «شمشیر خود را غلاف کن. هرکه شمشیر کشد به شمشیر کشته می شود. 53مگر نمی دانی که من می توانم از پدر خود بخواهم که بیش از دوازده لشکر از فرشتگان را به یاری من بفرستد؟ 54در آن صورت پیشگویی های کتاب مقدّس چگونه تحقّق می باید؟» 55آنگاه عیسی رو به جمعیّت کرده گفت: «مگر می خواهید یک راهزن را بگیرید که این طور مسلّح با شمشیر و چماق برای دستگیری من آمده اید؟ من هر روز در معبد بزرگ می نشستم و تعلیم می دادم و شما دست به سوی من دراز نکردید، 56امّا تمام این چیزها اتّفاق افتاد تا آنچه انبیا در کتاب مقدّس نوشته اند به انجام رسد.» در این وقت همه شاگردان او را ترک کرده، گریختند.

 

 

3)موعظه بالای کوه، یکی از معروفترین بخشهای «انجیل» تعلیمات و سخنانی است که عیسی مسیح بر فراز یکی از کوههای اطراف شهر جلیل معروف به کوه زیتون و خطاب به شاگردان خود و گروه بسیاری از مرد و زن و پیر و جوان از تمام یهودیه و اورشلیم که کنارة دریای صور و صیدون به مشایعت او آمده بودند، بیان نمود. «موعظه بالای کوه» برای محققین و تاریخ نویسان در طول سده‌های پس از آغاز جریان انتشار مسیحیت، اهمیت بالایی داشته و دارد زیرا چندین مورد از تعالیم اصلی مسیحیت را شامل می‌شود. 

انجیل متی 5: 1 – 48
1وقتی عیسی جمعیّت زیادی را دید، به بالای کوهی رفت و در آنجا نشست و شاگردانش به نزد او آمدند 2و او دهان خود را گشوده به آنان چنین تعلیم داد: 3«خوشا به حال کسانی که از فقر روحی خود آگاهند زیرا، پادشاهی آسمان از آن ایشان است. 4«خوشا به حال ماتم زدگان، زیرا ایشان تسلّی خواهند یافت. 5«خوشا به حال فروتنان، زیرا ایشان مالک جهان خواهند شد. 6«خوشا به حال کسانی که گرسنه و تشنه نیکی خدایی هستند، زیرا ایشان سیر خواهند شد. 7«خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا ایشان رحمت را خواهند دید. 8«خوشا به حال پاکدلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. 9«خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. 10«خوشا به حال کسانی که در راه نیکی آزار می بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. 11«خوشحال باشید اگر به خاطر من به شما اهانت می کنند و آزار می رسانند و به ناحق هرگونه افترایی به شما می زنند. 12خوشحال باشید و بسیار شادی کنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است، چون همین طور به انبیای قبل از شما نیز آزار می رسانیدند. 13«شما نمک جهان هستید ولی هرگاه نمک مزّه خود را از دست بدهد، چگونه می توان آن را بار دیگر نمکین ساخت؟ دیگر مصرفی ندارد، جز آنکه بیرون ریخته پایمال مردم شود. 14«شما نور جهان هستید. نمی توان شهری را که بر کوهی بنا شده است، پنهان کرد. 15هیچ کس چراغ روشن نمی کند که آن را زیر سرپوش بگذارد، بلکه آن را بر چراغ پایه قرار می دهد تا به تمام ساکنان خانه نور دهد. 16نور شما نیز باید همین طور در برابر مردم بتابد تا کارهای نیک شما را ببینند و پدر آسمانی شما را ستایش نمایند. 17«فکر نکنید که من آمده ام تا تورات و نوشته های انبیا را منسوخ نمایم. نیامده ام تا منسوخ کنم، بلکه تا به کمال برسانم. 18یقین بدانید که تا آسمان و زمین بر جای هستند، هیچ حرف و نقطه ای از تورات از بین نخواهد رفت تا همه آن به انجام برسد. 19پس هرگاه کسی حتّی کوچکترین احکام شریعت را بشکند و به دیگران چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمان پست ترین فرد محسوب خواهد شد. حال آنکه هرکس شریعت را نگاه دارد و به دیگران نیز چنین تعلیم دهد، در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد. 20بدانید که تا نیکی شما از نیکی علما و فریسیان بیشتر نباشد، به پادشاهی آسمان وارد نخواهید شد. 21«شنیده اید که در قدیم به مردم گفته شد: قتل نکن و هرکس مرتکب قتل شود محکوم خواهد شد. 22امّا من به شما می گویم: هرکس نسبت به برادر خود عصبانی شود، محکوم خواهد شد و هرکه برادر خود را ابلَه بخواند، به دادگاه برده خواهد شد و اگر او را احمق بخواند مستوجب آتش جهنم خواهد بود. 23پس اگر هدیه خود را به قربانگاه ببری و در آنجا به خاطر بیاوری که برادرت از تو شکایتی دارد، 24هدیه خود را جلوی قربانگاه بگذار و اول برو با برادر خود آشتی کن و آنگاه برگرد و هدیه خویش را تقدیم کن. 25«با مدّعی خود وقتی که هنوز در راه دادگاه هستی صلح نما وگرنه آن مدّعی تو را به دست قاضی خواهد سپرد و قاضی تو را به دست زندانبان خواهد داد و به زندان خواهی افتاد. 26یقین بدان که تا ریال آخر را نپردازی، آزاد نخواهی شد. 27«شنیده اید که گفته شده: زنا نکن 28امّا من به شما می گویم هرگاه مردی از روی شهوت به زنی نگاه کند در دل خود با او زنا کرده است. 29پس اگر چشم راست تو باعث گمراهی تو می شود، آن را بیرون آور و دورانداز؛ زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا اینکه با تمام بدن به جهنم افکنده شوی. 30اگر دست راستت تو را گمراه می سازد، آن را ببر و دور انداز؛ زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا اینکه با تمام بدن به جهنم بیفتی. 31«همچنین گفته شده: هرگاه مردی زن خود را طلاق دهد، باید طلاقنامه ای به او بدهد. 32امّا من به شما می گویم: هرگاه کسی زن خود را جز به علّت زنا طلاق دهد، او را به زنا کاری می کشاند و هرکس با چنین زنی ازدواج نماید، زنا می کند. 33«همچنین شنیده اید که در قدیم به مردم گفته شده: قسم دروغ نخور و به هر سوگندی که به نام خداوند یاد کرده ای عمل نما. 34امّا من می گویم به هیچ وجه قسم یاد نکن، نه به آسمان زیرا که عرش خداست، 35نه به زمین زیرا که پای انداز اوست، نه به اورشلیم زیرا که شهر آن پادشاه بزرگ است 36و نه به سر خود، زیرا قادر نیستی مویی از آن را سیاه یا سفید کنی. 37سخن شما فقط بلی یا خیر باشد. زیاده بر این از شیطان است. 38«شنیده اید که گفته شده: چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان. 39امّا من به شما می گویم به کسی که به تو بدی می کند بدی نکن و اگر کسی بر گونه راست تو سیلی می زند، گونه دیگر خود را به طرف او بگردان. 40هرگاه کسی تو را برای گرفتن پیراهنت به دادگاه بکشاند، کت خود را هم به او ببخش. 41هرگاه شخصی تو را به پیمودن یک کیلومتر راه مجبور نماید دو کیلومتر با او برو. 42به کسی که از تو چیزی می خواهد ببخش و از کسی که تقاضای قرض می کند، روی نگردان. 43«شنیده اید که: همسایه ات را دوست بدار و با دشمن خویش دشمنی کن. 44امّا من به شما می گویم دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانی که به شما آزار می رسانند دعا کنید. 45به این وسیله شما فرزندان پدر آسمانی خود خواهید شد، چون او آفتاب خود را بر بدان و نیکان، یکسان می تاباند و باران خود را بر درستکاران و بدکاران می باراند. 46اگر فقط کسانی را دوست بدارید که شما را دوست دارند، چه اجری دارید؟ مگر باجگیران همین کار را نمی کنند؟ 47اگر فقط به دوستان خود سلام کنید چه کار فوق العاده ای کرده اید؟ مگر بی دینان همین کار را نمی کنند؟ 48پس شما باید کامل باشید همان طور که پدر آسمانی شما کامل است.

انجیل متی 6: 1 – 34
1امّا تو وقتی روزه می گیری، سر خود را شانه کُن و صورت خود را بشوی 2تا مردم از روزه تو باخبر نشوند، بلکه فقط پدر تو که در نهان است، آن را بداند و پدری که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست، اجر تو را خواهد داد. 3«گنجهای خود را بر روی زمین، جایی که بید و زنگ به آن زیان می رساند و دزدان نقب زده آن را می دزدند، ذخیره نکنید. 4بلکه گنجهای خود را در عالم بالا، یعنی در جایی که بید و زنگ به آن آسیبی نمی رسانند و دزدان نقب نمی زنند و آن را نمی دزدند، ذخیره کنید. 5زیرا هرجا گنج توست، دل تو نیز در آنجا خواهد بود. 6«چراغ بدن، چشم است. اگر چشم تو سالم باشد، تمام وجودت روشن است 7امّا اگر چشم تو سالم نباشد تمام وجودت در تاریکی خواهد بود. پس اگر آن نوری که در توست تاریک باشد، آن،چه تاریکی عظیمی خواهد بود! 8«هیچ کس نمی تواند بنده دو ارباب باشد، چون یا از اولی بدش می آید و دومی را دوست دارد و یا به اولی ارادت پیدا می کند و دومی را حقیر می شمارد. شما نمی توانید هم بنده خدا باشید و هم در بند مال. 9«بنابراین به شما می گویم: برای زندگی خود نگران نباشید، که چه بخورید و یا چه بیاشامید و نه برای بدن خود که چه بپوشید، زیرا زندگی از غذا و بدن از لباس مهمتر است. 10به پرندگان نگاه کنید: آنها نه می کارند، نه درو می کنند و نه در انبارها ذخیره می کنند، ولی پدر آسمانی شما روزیِ آنها را می دهد. مگر ارزش شما به مراتب از آنها بیشتر نیست؟ 11کدام یک از شما می تواند با نگرانی ساعتی به عمر خود بیافزاید؟ 12«چرا برای لباس نگران هستید؟ به سوسن های صحرا نگاه کنید و ببینید چگونه نمو می کنند، آنها نه زحمت می کشند و نه می ریسند. 13ولی بدانید که حتّی سلیمان هم با آن همه حشمت و جلالش مثل یکی از آنها آراسته نشد. 14پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور ریخته می شود این طور می آراید، آیا شما را، ای کم ایمانان، بمراتب بهتر نخواهد پوشانید! 15«پس نگران نباشید و نگویید: چه بخوریم؟ چه بنوشیم؟ و یا چه بپوشیم؟ 16تمام ملل جهان برای به دست آوردن این چیزها تلاش می کنند، امّا پدر آسمانی شما می داند که شما به همه این چیزها احتیاج دارید. 17شما قبل از هر چیز برای به دست آوردن پادشاهی خدا و انجام خواسته های او بکوشید، آن وقت همه این چیزها نیز به شما داده خواهد شد. 18پس نگران فردا نباشید، نگرانی فردا برای فرداست و بدی امروز برای امروز کافی است. 19«مواظب باشید که وظایف دینی خود را برای جلب توجّه مردم در انظار دیگران انجام ندهید زیرا اگر چنین کنید، هیچ اجری نزد پدر آسمانی خود ندارید. 20«پس هرگاه صدقه می دهی آن را با ساز و کرنا اعلام نکن، چنانکه ریاکاران در کنیسه ها و خیابانها می کنند تا مورد ستایش مردم قرار بگیرند. یقین بدانید که آنان اجر خود را یافته اند! 21و امّا تو، هرگاه صدقه می دهی، نگذار دست چپ تو از آنچه دست راستت می کند آگاه شود. 22از صدقه دادن تو کسی با خبر نشود و پدری که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست، اجر تو را خواهد داد. 23«وقتی دعا می کنید مانند ریاکاران نباشید. آنان دوست دارند در کنیسه ها و گوشه های خیابانها بایستند و دعا بخوانند تا مردم آنان را ببینند. یقین بدانید که آنها اجر خود را یافته اند! 24هرگاه تو دعا می کنی به اندرون خانه خود برو، در را ببند و در خلوت، در حضور پدر نادیده خود دعا کن و پدری که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست، اجر تو را خواهد داد. 25در وقت دعا مانند بت پرستان وِردهای بی معنی را تکرار نکنید، آنان گمان می کنند با تکرار زیاد، دعایشان مستجاب می شود. 26پس مثل ایشان نباشید زیرا پدر شما احتیاجات شما را پیش از آنکه از او بخواهید می داند. 27پس شما این طور دعا کنید: ای پدر آسمانی ما، نام تو مقدّس باد. 28پادشاهی تو بیاید. اراده تو همان طور که در آسمان اجرا می شود، در زمین نیز اجرا شود. 29نان روزانه ما را امروز به ما بده. 30خطایای ما را ببخش، چنانکه ما نیز خطاکاران خود را می بخشیم. 31ما را در وسوسه ها میاور بلکه ما را از شریر رهایی ده، زیرا پادشاهی و قدرت و جلال تا ابدالآباد از آن توست. آمین. 32«چون اگر شما خطایای دیگران را ببخشید پدر آسمانی شما نیز شما را خواهد بخشید. 33امّا اگر شما مردم را نبخشید پدر آسمانی شما نیز خطایای شما را نخواهد بخشید. 34«وقتی روزه می گیرید مانند ریاکاران، خودتان را پریشان نشان ندهید. آنان قیافه های خود را تغییر می دهند تا روزه دار بودن خود را به رُخ دیگران بکشند. یقین بدانید که آنها اجر خود را یافته اند!

انجیل متی 7: 1 – 29
1«درباره دیگران قضاوت نکنید تا مورد قضاوت قرار نگیرید. 2همان طور که شما دیگران را محکوم می کنید خودتان نیز محکوم خواهید شد. با هر پیمانه ای که به دیگران بدهید، با همان پیمانه عوض خواهید گرفت. 3چرا پرِ کاهی را که در چشم برادرت هست می بینی، ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی؟ 4یا چگونه جرأت می کنی به برادر خود بگویی: اجازه بده پر کاه را از چشمت بیرون آورم حال آنکه خودت چوب بزرگی در چشم داری. 5ای ریاکار، اول آن چوب بزرگ را از چشم خود بیرون بیاور، آنگاه درست خواهی دید که پر کاه را از چشم برادرت بیرون بیاوری. 6آنچه مقدّس است به سگان ندهید و مرواریدهای خود را جلوی خوکها نریزید. مبادا آنها را زیر پا لگدمال کنند و برگشته شما را بدَرَند. 7«بخواهید، به شما داده خواهد شد. بجویید، پیدا خواهید کرد. در بزنید، در به رویتان باز خواهد شد. 8چون هرکه بخواهد، به دست می آورد و هرکه بجوید، پیدا می کند و هرکه در بزند، در به رویش باز می شود. 9آیا کسی در میان شما هست که وقتی پسرش از او نان بخواهد، سنگی به او بدهد؟ 10و یا وقتی ماهی می خواهد، ماری در دستش بگذارد؟ 11پس اگر شما که انسانهای شریری هستید، می دانید چگونه باید چیزهای خوب را به فرزندان خود بدهید، چقدر بیشتر باید مطمئن باشید که پدر آسمانی شما چیزهای نیکو را به آنانی که از او تقاضا می کنند عطا خواهد فرمود! 12با دیگران همان طور رفتار کنید که می خواهید آنها با شما رفتار کنند. این است خلاصه تورات و نوشته های انبیا. 13«از درِ تنگ وارد شوید، زیرا دری که بزرگ و راهی که وسیع است به هلاکت منتهی می شود و کسانی که این راه را می پیمایند، بسیارند 14امّا دری که به حیات منتهی می شود تنگ و راهش دشوار است و یابندگان آن هم، کم هستند. 15«از انبیای دروغین برحذر باشید که در لباس میش به نزد شما می آیند، ولی در باطن گرگان درّنده اند. 16آنان را از کارهایشان خواهید شناخت. آیا می توان از بوته خار، انگور و از خاربن، انجیر چید؟ 17همین طور درخت خوب میوه خوب به بار می آورد و درخت فاسد میوه بد. 18درخت خوب نمی تواند میوه بد به بار آورد و نه درخت بد میوه خوب. 19درختی که میوه خوب به بار نیاورد آن را می برند و در آتش می اندازند. 20بنابراین شما آنها را از میوه هایشان خواهید شناخت. 21«نه هرکس که مرا «خداوندا، خداوندا» خطاب کند به پادشاهی آسمان وارد خواهد شد، بلکه کسی که اراده پدر آسمانی مرا به انجام برساند. 22وقتی آن روز برسد بسیاری به من خواهند گفت: خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت نکردیم؟ آیا با ذکر نام تو دیوها را بیرون نراندیم؟ و به نام تو معجزات بسیار نکردیم؟ 23آنگاه آشکارا به آنان خواهم گفت: من هرگز شما را نشناختم. از من دور شوید، ای بدکاران. 24«پس کسی که سخنان مرا می شنود و به آنها عمل می کند، مانند شخص دانایی است که خانه خود را بر سنگ بنا نمود. 25باران بارید، سیل جاری شد و باد وزیده بر آن خانه فشار آورد، امّا آن خانه خراب نشد زیرا شالوده آن بر روی سنگ بود. 26«امّا هرکه سخنان مرا بشنود و به آنها عمل نکند مانند شخص نادانی است که خانه خود را بر روی شن بنا کرد. 27باران بارید، سیل جاری شد و باد وزیده به آن خانه فشار آورد و آن خانه فرو ریخت و چه خرابی عظیمی بود!» 28وقتی عیسی این سخنان را به پایان رسانید مردم از تعالیم او متحیّر شدند 29زیرا او بر خلاف روش علما، با اختیار و اقتدار به آنان تعلیم می داد.

 

 

 

هله‌لویا

haleluia

 

 

هله‌لویا، نویسه‌گردانی لفظ (به عبری: הללו יה)‏ می‌باشد این لفظ از دو واژه “هله‌لو” و “یاه”(مخفف یهوه) تشکیل شده است و به معنای “ستایش باد یهوه” است. این لفظ در کتاب مقدس عبری ۲۴ بار عمدتا در کتاب مزامیر به کار رفته است (مزامیر ۱۱۱ تا ۱۱۷ و ۱۴۵ تا ۱۵۰). عمده مسیحیان به عنوان ستایشی لذت بخش از خدا، از این کلمه استفاده می‌کنند. این کلمه از جهت کاربرد، معنی و آوا بسیار شبیه الحمدلله در میان مسلمانان است. ولی در واقع معنی هله‌لویا همان سبحان الله (خداوند منزّه است) می باشد.

خطر دیپورت ” پروانه” نوکیش مسیحی دیگر از سوئد

parvaneh-sarabadani-sweden

این نوکیش مسیحی پس از گرویدن به مسیحیت در یک نزاع و درگیری شوهرش را از دست داد و خود وی نیز بدلیل فشارهای روانی سنگین و آزار و اذیت، در نهایت سختی بطور غیر قانونی از مرز خارج شده و خود را به سوئد رساند، وی اکنون برای بار دوم در آستانه بازگرداندن به ایران قرار دارد.

« محبت نیوز» – “پروانه سرآبادانی”، از نوکیشان مسیحی است که بهمراه همسرش حدود دو سال و نیم پیش از اسلام به مسیحیت گرویده و به گفته خود وی ؛ یکی از بستگان شوهرش که با نظام نیز همکاری دارد و از پشتوانه امنیتی آنان نیز برخوردار می باشد پس از اطلاع از ایمان مسیحی آنان، شوهرش را در یک نزاع و درگیری به قتل می رساند.

پروانه در گفتگو با « محبت نیوز» افزود: “خود او نیز زیر فشارهای روانی سنگین از سوی آن شخص مورد آزار و اذیت جسمی و هتک حرمت قرار گرفت.” وی که دیگر پشتوانه ایی نداشت و می دانست فریادش در دستگاه قضایی و عدالت نظام به جایی نخواهد رسید، بناچار چندی بعد برای حفظ جانش مجبور به ترک غیرقانونی کشور از طریق مرز شد . او در نهایت با سختی فراوان خود را به سوئد می‌رساند و تقاضای پناهندگی می‌کند. وی از همان زمان خدمت خود را در یک کلیسای سوئدی محل اقامتش آغاز می کند، اما با وجود تایید کلیساهای سوئد و همینطور فعالیت‌های رسانه‌ای و حمایت تعداد زیادی از سازمانهای مدافع حقوق بشر، تقاضای پناهندگی او از سوی اداره مهاجرت سوئد مورد تایید قرار نگرفته و در خطر دیپورت به ایران است.

“پروانه” که اکنون در بازداشتگاه ادارۀ مهاجرت سوئد قرار دارد پیش از این در 15 فوریه سالجاری توسط پلیس سوئد به زور حتی تا داخل هواپیما هم برده شد، که با مقاومت زیاد و اعتراض و حمایت دیگر مسافران هواپیما خلبان، حاظر به سوار کردن وی نشد . سپس چند پلیس با خشونت و بدرفتاری بسیار همانند یک مجرم وی را به بازداشتگاه برگرداند.

طی این مدت جمع زیادی از فعالین اجتماعی در حمایت از “پروانه” علاوه بر جمع آوری امضاء و نوشتن طومار تجمعات اعتراضی را نیز برگزار کردند و اعلام کردند که طبق قوانین بین المللی، وی باید از زندان آزاد شود و به حقوق خود به عنوان یک پناهنده عقیدتی و یا سیاسی دست پیدا کند. یکی از این تجمعات صبح همان روزی بود که پلیس قصد سوار کردن او به هواپیما را داشت.

این تجمع با همکاری کلیسای شهر فلن و دوستان پروانه در مقابل بازداشتگاه فلن صورت گرفت. از طرفی گروهی دیگر نیز در شهر استکهلم در تجمعی اعتراضی در مقابل اداره مهاجرت رفته و نسبت به دیپورت این نوکیش مسیحی اعتراض کردند.

با این حال وکیل مدافع خانم پروانه سرآبادانی اعلام کرده که در حال انجام امورات اداری و قانونی برای لغو دیپورت ایشان و بازگشایی دوباره پرونده پناهندگی ایشان است. او می‌گوید: « در این رابطه توجه و حمایت همه رسانه ها و نهادهای پناهندگی و حقوق بشری را صمیمانه لازم می دانیم. تبلیغات وسیع مدیایی خصوصن انعکاس وضعیت پروانه در مدیای اروپایی، دفاع نهادهای حقوق بشری و اعتراضات در دفاع از حق پناهندگی پروانه می تواند یاری دهنده باشد.»

آنچه مسلم است دیپورت پناهجویان عقیدتی و یا سیاسی به ایران با توجه به رفتار خشونت آمیز حکومت با این افراد و صدور حکم ” ارتداد” بویژه برای نوکیشان مسیحی که جان آنان را تهدید می‌کند، از این رو سازمان‌های مدافع حقوق بشر و همینطور فعالین اجتماعی و سیاسی تلاش زیادی می‌کنند تا از دیپورت پناهجویان به ایران جلوگیری شود.

به نقل از فعالان حقوق بشر ، در روز شنبه 9 مارچ 2013 ، سوئد شاهد گردهمایی های اعتراضی بزرگ علیه شرایط غیر انسانی پناهجویان و تمهیدات شدید پلیسی برای اخراج پناهندگان از این کشور بود. این اعتراضات با حضور چندین هزار نفر در شهرهای استکهلم، گوتنبرگ، مالمو و اپسالا برگزار شد.

اولین جلسه دادگاه کشیش «سعید عابدینی» بطورغیر علنی برگزار شد !

ولین جلسه دادگاه «سعید عابدینی» کشیش ایرانی‌‌تبار ساکن آمریکا، در پشت درهای بسته در دادگاه انقلاب تهران برگزار گردید.

به گزارش « محبت نیوز»، اولین جلسه دادگاه کشیش « سعید عابدینی » از نوکیشان مسیحی مقیم امریکا صبح روز دوشنبه سوم بهمن ماه 1391 ( 22 ژانویه 2013) بطور غیرعلنی به ریاست قاضی پیرعباسی در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

دادگاه اتهام این نوکیش مسیحی را « تشکیل کلیساهای خانگی به قصد برهم زدن امنیت کشور و تبانی جهت ارتکاب جرم» عنوان کرد.

ناصر سربازی وکیل مدافع کشیش سعید عابدینی نیز در گفتگو با سایت امنیتی ایسنا، ضمن رد این اتهام اعلام کرد که در جلسه‌ی دادگاه اتهامات توسط موکل و اینجانب پذیرفته نشده است، وی همچنین افزود دفاعیات لازم توسط این جانب در دادگاه نیز صورت گرفت.

بنا به گفته آقای ناصر سربازی ، رسیدگی به این پرونده در این جلسه گویا به اتمام رسیده و قرار است تا در مهلت قانونی رای صادر شود.

وی همچنین افزود طبق نظر دادگاه طی چند روز آینده این کشیش مسیحی در پی سپردن وثیقه، آزاد خواهد شد و مشکلی برای خروج از کشور و ملاقات با خانواده‌اش را نخواهد داشت.(!) این مطلب در حالی از سوی وکیل ایشان بیان می شود که پس از بازداشت کشیش « سعید عابدینی» مسئولان قضایی بارها وعده آزادی موقت وی را با سپردن وثیقه به خانواده اش ابلاغ کرده اند که متاسفانه هر بار از سوی مسئولان این گفته ها نقض شده است .

« نغمه عابدینی همسر کشیش سعید عابدینی در خصوص احتمال آزادی همسرش معتقد است که گفته های وکیل سعید در ارتباط با آزادی موقت وی یک بازی برای ساکت کردن رسانه‌های بین‌المللی است. اینگونه بنظر می رسد که از وکیل سعید در ایران خواسته شده که این سخنان را در ارتباط با آزادی موقت موکلش بیان کند.»

مسئولان قضایی پیش از این نیز برای آزادی « سعید عابدینی » مبلغ چهار صد میلیون تومان وثیقه درخواست کرده بودند.

گزارش‌های رسیده به «محبت نیوز» حکایت از آن دارد که در جریان دادگاه صبح روز دوشنبه که اولین جلسه رسیدگی به پرونده این کشیش مسیحی بوده تنها وکیل مدافع ایشان اجازه ورود به جلسه را داشته است . همچنین به پدر سعید نیز اجازه داده شد تا دقایقی کوتاه در دادگاه حضور یابد و سپس قاضی از ایشان خواست تا دادگاه را ترک کنند، اما به مادر سعید از ایتدا اجازه ورود به جلسه دادگاه داده نشده و حتی اجازه نیافت تا با فرزندش دیدار کند.

منابع خبری به «محبت نیوز» گزارش دادند، کشیش «سعید عابدینی» پس از شنیدن اتهام خود در دادگاه، با استناد به کتاب مقدس تاکید کرد که تنها در چهار چوب وظایف دینی خود انجام وظیفه کرده و هرگز فعالیت سیاسی نداشته است و پیرو خداوندش عیسی مسیح بوده است.

شنیده‌ها حکایت از آن دارد که برخی اوقات قاضی تحت تاثیر گفته های سعید قرار می‌گرفته است.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حقوق بسیاری از اقلیت‌های دینی از جمله مسیحیان به رسمیت شناخته شده است، اما حکومت ایران مسلمانان پیشین را که تغییر دین داده‌اند، مورد تعقیب قرار می‌دهد.

پیش از برگزاری اولین دادگاه این کشیش مسیحی برخی مقامات بلندپایه ایالات متحده نسبت به روند محاکمه سعید عابدینی بارها ابراز نگرانی کردند و خواستار دسترسی او به وکیل شده بودند. بر اساس گزارشات، وی دست‌کم تا سه هفته پیش از داشتن وکیل محروم بوده است.

به گفته نغمه عابدینی، همسر این کشیش مسیحی، « سعید » ابتدا در سفری به ایران در سال ۲۰۰۹ بازداشت شده بود ، اما در نهایت به شرط عدم درگیری در فعالیت‌های دینی مخفی مربوط به کلیسا در ایران آزاد شد. «سعید عابدینی» از سال ۲۰۰۹ چندین بار دیگر نیز به ایران سفر کرده بود و هیچ وقت هم از توافق خود تخطی نکرد.

کشیش سعید عابدینی در جریان سفری که «برای بازدید از خانواده و پیگیری تاسیس یک پرورشگاه» به ایران داشته است، از ۵ مهر ماه 1391 در زندان اوین در حبس بوده است.

“سعید عابدینی” از نوکیشان مسیحی است که سالها پیش در ایران به مسیحیت گروید .

بازداشت کشیش ایرانی مقیم امریکا ،همچنان بلاتکلیف در زندان اوین

کشیش “سعید عابدینی” 32 ساله و تبعه امریکا می باشد، وی از نوکیشان مسیحی است که برای دیدار خانواده اش به ایران سفر کرده بود که توسط ماموران امنیتی بازداشت و همچنان بلاتکلیف در بازداشتگاه زندان اوین بسر می برد.

چهارشنبه, 29 آذر 1391

به گزارش « محبت نیوز» خبرگزاری فاکس خبر داد که “کشیش سعید عابدینی” که بهمراه همسر و دوفرزند خود ساکن آمریکا می باشند، نامبرده برای دیدار از والدین و اقوام خود که به ایران سفر کرده بود توسط نیروهای امنیتی لباس شخصی بازداشت شد .

“سعید عابدینی” از نوکیشان مسیحی است که سالها پیش در ایران به مسیحیت گرویده بود .

همسر ایشان، نغمه عابدینی ساکن امریکا در این باره گفت : « سعید زمانی که در ایران بسر می بُرد با ایمان و گرویدن به مسیحیت از منظر جمهوری اسلامی خود تبدیل به یک مجرم شد».

این گزارش می افزاید ” سعید عابدینی ” در ماه جولای 2012 ، همسر و فرزندانش را در امریکا ترک کرد تا به دیدار خانواده اش به ایران برود و کار انسان دوستانه ای را که سالها پیش برای ساختن یک پرورشگاه برای کودکان بی سرپرست در ایران شروع کرده بود را ادامه و به اتمام رساند.

به گفته همسر ایشان، وی پس از سفری کوتاه به یکی از کشورهای هم جوار در حال بازگشت به ایران بود که پس از آن به امریکا نزد همسر و فرزندانش بازگردد که در همین حین نیروهای امنیتی و بازرسی، اتوبوس حامل ایشان را در نزدیکی مرز ایران و ترکیه متوقف کردند و ماموران پس از شناسایی ایشان، پاسپورت وی را ضبط و خود وی را نیز مورد بازجویی شدید قرار دادند.

پس از توقیف پاسپورت ایشان، وی بدستور مقامات امنیتی برای هفته ها اجازه خروج از خانه را نداشته و پس از آن طی تماسی با اداره گذرنامه جویای وضعیت گذرنامه توقیفی خود شد که به ایشان گفته شده ، پرونده وی به سپاه ( اطلاعات ) ارجاع داده شده است.

- بازرسی از منزل پدری

بنا بر گزارش دریافتی، در روز چهارشنبه، 5 مهرماه 1391 ، پنج تن از مأمورین امنیتی لباس شخصی به منزل خانه پدری کشیش سعید عابدینی در تهران مراجعه و ضمن تفتیش و بازرسی و ضبط تمامی وسایل شخصی ایشان خود وی را نیز بازداشت نمودند.

همچنین گفته می شود دستگاه قضایی برای آزادی موقت وی قرار وثیقه 500 میلیون تومانی صادر کرد، اما با تلاش فراوان و آماده کردن این وثیقه از سوی خانواده ایشان، گویا مقامات قضایی از قبول وثیقه خودداری کرده و از تداوم بازداشت ایشان خبر دادند. و مسئولان از هر گونه پاسخی در این زمینه خوداری کردند.

بر همین اساس نامبرده همچنان در بازداشتگاه زندان اوین در بازداشت بسر می برد.

به گفته وکیل آقای عابدینی، پس از بازداشت این کشیش مسیحی، وی را به شدت مورد بازجویی قرار داده و در بازجویی ها نیز وی را بدلیل تغییر و ترک دین از اسلام به مسیحیت به مرگ تهدید کردند. وکیل ایشان همچنین افزود: مقامات امنیتی برای آزادی این کشیش مسیحی پیش شرطی را قرار دادن که ایشان باید اول تعهدنامه ای را امضا کرده که طی آن تمامی فعالیت های رسمی خود را در ارتباط با کلیساهای خانگی متوقف نمایند و در عوض دولت از اتهامات ایشان بخاطر فعالیت های کلیسایی چشم پوشی خواهد کرد و در آنصورت به ایشان اجازه خواهند داد که کشور را ترک کند.

لازم به ذکر است که وزارت امور خارجه ایالات متحده طی بیانیه تازه‌ای به افرادی که دارای تابعیت دوگانه ایرانی-آمریکایی هستند در مورد سفر به ایران هشدار داد و از آنها خواست تا در انجام سفرهای غیر ضروری به ایران احتیاط کنند.

بیانیه‌ای که روز جمعه ۱۷ آذر، هفتم دسامبر، بر روی وب‌سایت خود منتشر کرد نوشت که «برخی عناصر در ایران هم‌چنان نسبت به ایالات متحده رویه‌ای خصمانه دارند و در نتیجه آن، شهروندان آمریکایی ممکن است حین مسافرت یا اقامت در ایران با آزار و اذیت و یا بازداشت مواجه شوند.»

تداوم بازداشت یک نوکیش مسیحی، مرتبط با حادثه کریسمس در تهران

وی که در ایام کریسمس و همزمان با حادثه بازداشت موقت جمعی از نوکیشان مسیحی در تهران توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است . با گذشت نزدیک به یکماه اکنون، مسئولان قضایی از پذیرفتن وثیقه جهت آزادی موقت این نوکیش مسیحی خودداری کرده اند.

به نقل از گزارشگران « محبت نیوز»، « مصطفی بردبار » از نوکیشان مسیحی که در ایام کریسمس توسط ماموران امنیتی در تهران دستگیرشده است، نامبرده همچنان در زندان اوین در بازداشت بسر می برد.

«مصطفی بردبار» متولد 1365 از هموطنان نوکیش مسیحی ساکن رشت می باشد، که در ایام کریسمس همزمان با یورش ماموران امنیتی لباس شخصی به محل گردهمایی جمعی از نوکیشان مسیحی که بمناسبت فرا رسیدن كریسمس- و سال نو میلادی دورهم گرد آمده بودند، گفته شده وی نیز در همان شب بازداشت شد.

تاکنون جزئیاتی از چگونگی و یا نحوه بازداشت ایشان اطلاعی در دست نیست .

بر اساس گزارشات منتشره، در روز پنجشنبه مورخ 7 دی ماه 1391 برابر با ( 27 دسامبر 2012) حدود 50 تن از نوکیشان مسیحی فارسی زبان ساکن تهران، که به مناسبت زاد روز تولد عیسای مسیح – كریسمس- و سال نو میلادی به منظور دعا و شكرگذاری و پرستش در خانه ای واقع در منطقه شمالی تهران گردهم آمده بودند، با یورش 15 تن از نیروهای امنیتی لباس شخصی این تعداد از افراد برای ساعت ها در همان مکان بطور موقت بازداشت شدند که پس از بازجویی از کلیه افراد به آنان اجازه داده شد تا آن محل را ترک کنند. این رویداد همچنین منجر به بازداشت کشیش «ورویر آوانسیان » از ایرانیان ارامنه مسیحی شد ، که نامبرده در وضعیت بیماری سخت و پس از سپری کردن 15 روز در بازداشتگاه زندان اوین به قید وثیقه تا زمان برگزاری دادگاه بطور موقت آزاد شد .

منابع آگاه به «محبت نیوز» گزارش دادند، ماموران امنیتی پس از بازداشت «مصطفی » ، درهمان شب بهمراه تعدادی از ماموران امنیتی لباس شخصی به منزل برادر وی که در تهران ساکن می باشد مراجعه نموده و منزل ایشان را نیز بدقت مورد تفتیش و بازرسی قرار دادند . ماموران پس از بازرسی کامل خانه چون مدرک و یا شواهدی دال بر مسیحیت و یا چیزی که مد نظر آنان باشد نیافتند ، پس از ساعتی بهمراه « مصطفی » محل را ترک کردند .

« مصطفی » پس از بازداشت توسط ماموران امنیتی که گویا دوره بازجویی خود را زیر نظر بازجویان زندان اوین می گذرانده ، تا آن زمان هیچگونه تماسی با خانواده خود نداشته است . سرانجام پس از حدود دو هفته به وی اجازه داده می شود تا طی تماسی کوتاه وضعیت و خبر سلامت خود را به خانواده اعلام کند.

خانواده « مصطفی» نیز پس از اطلاع از وضعیت و محل نگهداری ایشان ،علیرغم پیگیریهای متعدد و مراجعات مکرر به مراکز قضایی و محل بازداشتگاه زندان اوین تاکنون موفق به ملاقات با وی نشدند.

- عدم پذیرش وثیقه جهت آزادی موقت

اکنون که نزدیک به یکماه از بازداشت « مصطفی بردبار » می گذرد خبرهای رسیده حاکی از آن است که مسئولان قضایی برای این نوکیش مسیحی تا زمان برگزاری دادگاه، برای ایشان با قرار وثیقه حکم آزادی موقت صادر نموده است . اما متاسفانه مسئولان قضایی ، وثیقه و یا سند ملک مسکونی ارائه شده از سوی خانواده « مصطفی» را به دلیل اینکه مربوط به شهرستان ( رشت ) می باشد را نپذیرفته و از آزادی این زندانی مسیحی خودداری کرده اند.

مسولان قضایی از خانواده این زندانی مسیحی خواسته اند که سند ملکی مورد نظرمی بایست متعلق به تهران باشد. بر این اساس گویا تا موافقت و یا پیدا شدن یک سند مورد نظر، نامبرده می بایست همچنان در بازداشت بسر ببرد.

«مصطفی بردبار» پیش از این نیز در سال ۱۳۸۸ در شهرستان رشت به اتهام گرویدن به مسیحیت و حضور در كلیسای خانگی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد . وی همچنین از سوی بازپرسی شعبه یک محکوم به «ارتداد» و پس از طی مراحل دادگاهی به قید وثیقه آزاد و این محکومیت نیز به عنوان سابقه کیفری در پرونده ایشان درج شده است .( سند در محبت نیوز محفوظ است )

جفا بر مسیحیان و تعقیب قضایی نوکیشان مسیحی در ایران

در این گزارش با ۳۱ مسیحی ایرانی و همچنین وکیل مدافع مسیحیان در ایران، فعالان حقوق مسیحیان، و روزنامه نگاران ایرانی مسیحی مصاحبه شده است همچنین، مستندات اولیه، مانند احکام دادگاه، فتاوی مذهبی از روحانیون شیعه، و قوانین ایران را مورد بررسی قرار داده است.

« محبت نیوز» – این گزارش، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نقض حقوق مسیحیان پروتستان ایرانی در چارچوب قوانین بین المللی حقوق بشر و حقوقی که در قانون اساسی ایران تضمین شده اند را مستند کرده است.

این گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بین آوریل ۲۰۱۱ و ژوئیه ۲۰۱۲ را مورد بررسی قرار داه است. محبت نیوز بدون هیچگونه دخل و تصرف عین گزارش را منتشر می کند.

برخلاف ادعاهای حکومت ایران مبنی بر احترام گذاشتن به حقوق اقلیت های شناخته شدۀ مذهبی، جامعۀ مسیحی ایران با آزار و اذیت سیستماتیک دولتی و تبعیض روبرو است. وضعیت اسف بار پروتستانهای ایرانی باعث نگرانی ویژه ای است. این جامعه با محدودیتهای جدی در انجام آیین مذهبی خود و استفاده از تجمع و انجمن، دستگیریهای خودسرانه و بازداشت به دلیل پیروی از مذهب خود، و نقض حق حیات از طریق احکام اعدام و قتل های فراقضایی روبرو است.

مسیحیان در ایران

در سال ۲۰۱۰، پایگاه اطلاعاتی مسیحیان جهان (دبلیو سی دی) تعداد ۲۷۰۰۵۷ نفر مسیحی را در ایران ثبت کرده است که رقمی در حدود ۰٫۳۶% کل جمعیت ۷۴٫۷ میلیونی ایران را تشکیل می دهند. اکثریت آنها مسیحیان قومی ایران هستند، که شامل ارمنی ها و آسوری ها (یا کلدانیان) میشود که زبان و آیین فرهنگی خود را دارا می باشند. بیشتر مسیحیان قومی اعضاء کلیساهای ارتدکس جوامع خود می باشند. بیشتر مسیحیان غیر قومی ایران اعضاء کلیساهای پروتستان می باشند و اکثر آنها نوکیشانی هستند که در خانواده های مسلمان به دنیا آمده اند. پایگاه اطلاعاتی مسیحیان جهان در سال ۲۰۱۰ گزارش داد که در ایران تقریبا ۶۶۷۰۰ مسیحی پروتستان وجود دارد که در حدود ۲۴% جامعۀ مسیحیان ایران را تشکیل می دهند. دولت ایران نوکیشان را به عنوان مسیحی شناسایی نمی‌کند و بسیاری از نوکیشان از ترس آزار و اذیت آیین خود را در ملاء عام دنبال نمی کنند. بنابراین تعداد مسیحیان نوکیش در ایران احتمالا کمتر از تعداد واقعی آنها گزارش می شود.

مسیحیان قومی

از زمان انقلاب سال ۱۹۷۹، مقامات ایرانی برای برخی از حقوق به منظور اجرای مناسک مذهبی، مانند مراسم کلیسایی، ادارۀ مدارس مذهبی، و برگزاری جشن در روزهای مقدسِ اصلی خود به مسیحیان قومی مجوز اعطا کرده اند. همچنین مسیحیان قومی طبق مواد مصرح در قانون اساسی ایران، سه نماینده، دو نماینده برای ارامنه و یک نماینده برای آسوری ها، در مجلس شورای اسلامی دارند. اما اقلیتهای قومی اجازه ندارند مراسم خود را به زبان فارسی اجرا کنند و بسیاری از کلیساها یا تحت نظر بوده اند و یا وادار شده اند تا فعالیتهای خودرا به دولت گزارش دهند. همچنین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توانایی کلیساهای مسیحی برای تمدید پروانه، تعمیر پرستشگاه ها، خرید وفروش مستغلات و یا ساخت و ساز ساختمان های جدید برای کلیسا را محدود نموده است. مسیحیان قومی همچنین مورد طیف وسیعی از مقررات قانونی تبعیض آمیز قرار می گیرند که به واسطۀ آنها مقامهای عالیرتبه، مانند قضات و رییس جمهور، باید مسلمان باشند، برای برخی جرمها تنبیهات سخت تری برای غیر مسلمانان در نظر گرفته می‌شود، به اعضای خانواده های مسلمان در قوانین ارث ارفاق میشود و ازدواج بین ادیان را محدود می سازد.

پروتستان ها

جامعۀ پروتستان ایران نسبت به گروههای مسیحی قومی با محدودیت های دولتیِ و موارد نقض حقوق بشر به مراتب شدیدتری رو به روست. دلایل این امر استفادۀ آنان از زبان فارسی در مراسم نیایش و نشریات و همچنین تعهد آنها نسبت به تبلیغ (دلایلی که همگی تغییر دین را تسهیل می کنند، و موجبات تکفیر آنان را توسط رژیم فراهم می کنند)، همراه با ارتباطاتی که برخی کلیساهای پروتستان با شعب و شبکه های خارج از کشور دارند می باشد. رهبر ایران سید علی خامنه ای وسایر مقامات ایرانی اعتقاد دارند که نوکیشان مسیحی مرتد هستند و حضورشان بخشی از یک توطئۀ خارجی با هدف تضعیف حمایت ایدئولوژیک از رژیم است.

در حالیکه جمعیت پروتستان های ایران کم تر از یک درصد جمعیت کل ایران است، عمدتا در نتیجۀ رشد تبلیغات دینی، تعداد پروتستانها رو به افزایش بوده است. در دهۀ ۱۹۹۰ میلادی، میزان رشد پیوستن به مسیحیت شروع به ایجاد نگرانی در میان مقامات ایران کرد و به شیوۀ فزاینده ای منتج به اجرای مقررات سرکوبگرانه ای مانند اعمال محدودیت برای حضور در کلیسا، تعطیلی ناشر اصلی چاپ انجیل به زبان فارسی، دستگیری رهبران کلیسای انجیلی، واز همه مهم تر، اعدام یک کشیش سرشناس به اتهام ارتداد در سال ۱۹۹۰ بود. در نتیجۀ این سیاست های سرکوبگرانه، خیلی از مسیحیان پروتستان شروع به گردهمایی در کلیساهای غیر رسمی در منازل شخصی افراد، که موسوم به “کلیسای خانگی” شد، کردند. تا سال ۲۰۰۱، کلیساهای خانگی مکانهای نیایش مورد علاقه و منظم مسیحیان شده بودند.

تشدید آزار و اذیت نوکیشان مسیحی

در سال ۲۰۰۵، درحدود زمان انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران، دولت ایران سرکوب کلیساهای خانگی مسیحیان، کلیساهای پروتستان فارسی زبان، و نوکیشان را تشدید کرد. به علاوه، از سال ۲۰۱۰ به بعد، تحت این عنوان که مسیحیان انجیلی یک شعبۀ انحرافی مسیحیت هستند و این مسیحیت از مسیحیتی که حکومت آن را به رسمیت شناخته است متفاوت است، و این که جنبش کلیساهای خانگی به “قدرتهای غربی” و “صهیونیسم” که علیه رژیم اعلام جنگ نرم کرده اند متصل است، تلاشهای خود را در این زمینه شدت بخشیده است. در این راستا، دولت ، قوۀ قضاییه، و سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی ایران به نحو فزاینده ای با نوکیشان مسیحی به عنوان تهدیدی علیه امنیت ملی رفتار کرده اند. در واقع طبق گزارشات، از سال ۲۰۰۵ تا کنون نهاد حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسئولیت نظارت بر کلیساهای مسیحی ایران را به عهده گرفته است.

محرومیت از آزادی مذهب

تحت مادۀ ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ایران متعهد به تضمین آزادی مذهب می باشد. با وجود اینکه قانون اساسی ایران حقوق متعددی را که در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ذکر شده است تا حدودی محافظت می کند، دولت ایران در عمل حمایت های بین المللی و حقوق ذکر شده در قانون اساسی خود را برای جامعۀ پروتستان ایران رعایت نمی‌کند. اقدامات سیستماتیک دولت ایران، شامل ایجاد محدودیت برای حضور در کلیسا، منع شکل گیری کلیساهای جدید، بستن کلیساها، محدود سازی توزیع کتاب انجیل و متون مسیحی، آزار و اذیت و نظارت بر گروه های کلیسایی، دستگیری، بازداشت و محاکمۀ رهبران کلیسا، برخورد با تبلیغات مسیحی به عنوان جرم، و اجبار کردن مسیحیان برای بازگشت به اسلام، همگی تحت میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع است. از مطرح کردن اتهام ارتداد، که جان نوکیشان را تهدید می کند، تا زندانی کردن اعضائی از کلیسا که در کار تبلیغ دخیل بوده اند، مقامات ایران همواره مشغول دنبال کردن الگویی برای نقض حقوق بشربوده اند و طی آن عملا اعتقادات دینی و موارد عملی آن را جرم تلقی کرده اند. تحقیقات کمپین نشان می‌دهد که بازجویان، دادستانها، و دادگاهها مرتبا آیین عادی مسیحیت را به عنوان گواهی از فعالیتهای مجرمانه و یا خود جرم تلقی می کنند. عضویت در یک کلیسای خانگی، فعالیتهای تبلیغی، و شرکت در یک کنفرانس مسیحی همگی توسط مقامات ایرانی به عنوان رفتار مجرمانه دیده می‌شوند و ماموران امنیتی در خلال دستگیری افراد، مرتبا اقلام عادی مرتبط به دین مسیحیت مانند انجیل، انتشارات مسیحی و صلیب را مصادره می کنند. متعاقبا، بسیاری از نوکیشان مسیحی ایرانی، شامل خیلی از افرادی که برای این گزارش مصاحبه شده اند، از کشور گریخته اند تا خود را در برابر اذیت و آزار قبلی و یا احتمالی محافظت کنند.

نقض حق حیات

نقض حق حیات شدیدترین مورد نقض حقوقی است که جامعۀ پروتستان ایران با آن روبروست. جان نوکیشان بخصوص در خطر است چون در نگرش برخی مقامات مذهبی، ارتداد جرمی محسوب می‌شود که مجازات آن مرگ است. ارتداد، یا عمل ترک یا بازگشت از مذهب، در قوانین مجازات ایران به عنوان یک جرم محسوب نمی‌شود، اما مقامات مجری قوانین، دادستان ها و دادگاهها غالبا با آن مانند یک جرم برخورد می‌کنند. به منظور دور زدن کمبود مواد قانونی برای پیشگیری از ارتداد، دادستانها و قضات به موادی از قانون اساسی ایران استناد می کنند که به دادگاهها اجازه می دهد تا از فقه اسلامی استفاده کنند. در حالی که قوانین اسلامی پذیرای تفاسیر مختلف درمورد این موضوع است، دادگاههای ایران به طور معمول روی تفاسیر سخت گیرانۀ روحانیون محافظه کار، مانند بنیانگزار جمهوری اسلامی آیت الله خمینی که عمل ترک اسلام برای هر مذهب دیگری را به عنوان جرمی که مجازات آن مرگ است تشخیص داده است، تکیه می کنند.

در قوانین کیفری جدید ایران، که مجلس ایران آن را در دسامبر ۲۰۱۱ تصویب کرد اما هنوز منتظر تصویب نهایی است، ارتداد هنوز یک جرم تعریف نشده است. با این حال، قانون مجازات جدید شامل یک ماده است که به اصل ۱۶۷ قانون اساسی ایران اشاره می کند. این اصل با صراحت به قضات دستور می‌دهد تا در غیاب تعریف جرم ها و یا مجازات ها، منابع حقوقی اسلامی را مورد استفاده قرار دهند. این ماده باب ادامۀ استفاده از فقه، که ارتداد را یک جرم بزرگ تلقی می کند، مفتوح می‌گذارد.

کمپین توانسته است سه نفر از مسیحیانی را که با اتهام ارتداد روبرو شده اند، پرونده های مهدی دیباج، یوسف ندرخانی، و حسین سودمند، و در پروندۀ حسین سودمند، اعدام این مسیحی توسط حکومت ایران به اتهام ارتداد را مستند کند. حسین سودمند که خود یک نوکیش مسیحی و کشیش بود در سال ۱۹۹۰ دستگیرشد. پس از اینکه وی دوماه را در زندان گذراند و طبق گزارشات از مذهب مسیحی خود بازنگذشت، در زندان اعدام شد. مشخص نیست که آیا حسین سودمند از یک محاکمۀ قضایی عادلانه برخوردار شد یا نه. یوسف ندرخانی که وی نیز یک نوکیش مسیحی و کشیش است، در سال ۲۰۰۹ دستگیر شد و متعاقبا به اعدام محکوم شد. محاکمۀ مجدد وی که پس از تقاضای تجدید نظر انجام شد مورد توجه بین المللی قرار گرفت. پس از فشار از ناحیۀ سازمان ملل، اتحادیۀ اروپا، سازمانهای حقوق بشری بین المللی، و واتیکان، او از اتهام ارتداد تبرئه و به جای آن به سه سال زندان برای اتهاماتی که متوجه فعالیتهای تبلیغاتی وی بودند محکوم شد. او در سال ۲۰۱۲ به دلیل سپری کردن مدت زندان خود آزاد شد.

قتلهای فراقضایی

بسیاری معتقدند بیشترین تهدیدات جانی که نوکیشان پروتستان عموما با آن روبرو هستند، خطر قتلهای فراقضایی است. مهدی دیباج، یکی از کشیش هایی است که قبلا از آنها یاد شد. او که به ارتداد متهم شد، در سال ۱۹۸۴ دستگیر شد و در سال ۱۹۹۳ به اعدام محکوم شد. او در ژانویۀ سال ۱۹۹۴، پس از اینکه خبر پرونده اش در رسانه های بین الملل منعکس شد و فشار روی نمایندگان مجلس کشورهای خارجی، سازمانهای حقوق بشری، اتحادیۀ اروپا، مجلس نمایندگان آمریکا و رهبران کلیسا زیاد شد آزاد گردید. او ده سال را در زندان سپری کرده بود. شش ماه پس از آزادی مهدی دیباج، جسدش در یک جنگل پیدا شد. کسانی که مسئول قتل او بودند هرگز شناسایی نشدند.

همچنین هاییک هوسپیان که در عرصۀ عمومی ازمهدی دیباج دفاع می کرد، تحت شرایط مشکوکی کشته شد. هوسپیان که خود یک کشیش بود، در سال ۱۹۹۴، سه روز پس از اینکه به آزادی دیباج کمک کرد ناپدید شد. یازده روز بعد جسدش پیدا شد ، اما قاتلان وی هرگز شناسایی نشدند. اعضای خانوادۀ هوسپیان به کمپین گفتند که در تحقیقات مرگ هاییک هوسپیان اشکالات بسیار زیاد و نشانه های کوتاهی شدیدی وجود داشته است.

همچنین جسد تاتیوس میکائیلیان، کشیشی که پس از مرگ هوسپیان رییس شورای پروتستانها شد، در حالی که چندین بار به سرش شلیک شده بود نیز در سال ۱۹۹۴ پیدا شد. مقامات ایرانی ادعا کردند که گروه مخالف مجاهدین خلق این جنایت را مرتکب شده است و سه عضو سازمان مجاهدین خلق را که به این جرم اعتراف کرده بودند را محکوم کردند. اما منابع مطلع نسبت به نقش سازمان مجاهدین خلق در قتل میکائیلیان ابراز شک کرده اند و مقامات وزارت اطلاعات را مسئول آن دانسته اند.

در واقع چندین گزارش مربوط به قتل مشکوک رهبران مسیحی توسط مهاجمین ناشناس ومتعاقبا نقص بررسی وتحقیق در مورد این حوادث وجود داشته است. در سالهای بعد از انقلاب سال ۱۹۷۹، مهاجمان ناشناس پروتستانهای سرشناس ایران مانند کشیش ارسطو سیاح و بهرام دهقانی را به قتل رساندند و تلاش کردند تا اسقف کلیسای انجیلی حسن دهقانی، پدر بهرام دهقانی، را به قتل برسانند. مرگهای مشکوک دیگر شامل مرگ اسقف محمدباقر یوسفی است که طبق گزارشات جسد او در سال ۱۹۹۶ در حالی که از درختی دار زده شده بود کشف شد و همچنین کشیش قربان تورانی، رهبر یک کلیسای خانگی که مطابق گزارشات گلوی وی در مقابل خانه اش در سال ۲۰۰۵ بریده شد. فقدان تلاش برای تحقیقات در پی این قتل ها نشانه از همدستی دولت یا در قتل و یا در سرپوش گذاشتن بر آن دارد.

محکومیت به ارتداد، اعدام حسین سودمند، و سوء قصدهای لاینحل رهبران مسیحی زنگ خطری برای همۀ مسیحیان است. همچنین افرادی که مورد مصاحبه قرار گرفتند به کمپین گفتند که ماموران قضایی یا امنیتی در زمان دستگیری، بازجویی، و بازداشت آنها را مستقیما با اتهام ارتداد و اعدام تهدید می کردند و یا آنها را تهدید میکردند که بعد از آزادی به صورت فراقضایی کشته خواهند شد.

دستگیری و بازداشت خودسرانه

پروتستانها در ایران همچنین به صورت فزاینده ای مورد دستگیری و بازداشت خودسرانه قرار گرفته اند. از زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در سال ۲۰۰۵، تعداد دستگیریها، بازداشتها، و محاکمات افزایش یافته و پس از سال ۲۰۰۹ شدت نیز یافته است. از تعداد سی و یک مسیحی که کمپین با آنها مصاحبه کرده، پانزده تن از آنها توسط مقامات دستگیر و بازداشت شده اند. بازداشتها از چند ساعت تا یک سال و نیم طول کشیده و در ۹ مورد به محاکمه کشیده شده است. مقامات رسما ۱۱ نفر از آنها را به جرمهای مختلف تفهیم اتهام کردند که منتهی به ۹ مورد محاکمه شد. طبق گزارش احمد شهید، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد برای حقوق بشر در ایران، از سال ۲۰۱۰ تا کنون، در سراسر کشور بیش از ۳۰۰ مسیحی به صورت خودسرانه دستگیر و بازداشت شده اند که ۴۱ نفر از آنها به مدتی از یک ماه تا بیش از یک سال در بازداشت بوده اند. آمارهای قابل دسترسی عمومی، تعداد دستگیریها و بازداشتهای مسیحیان را به مراتب کمتر از واقعیت ذکر می کنند، چون بسیاری از دستگیرشدگان هراس دارند که اگر ابراز وجود کنند ممکن است از ناحیۀ دولت مورد آزار و اذیت بیشتری قرار بگیرند. بیشتر مسیحیانی که توسط مقامات دستگیر میشوند بالاخره آزاد می‌شوند، اما غالبا با وثیقه های سنگین. اما در بسیاری موارد تحقیقات هرگز خاتمه نمی یابد و اگر اتهاماتی هم وجود داشته باشد هرگز تبرایی از آنها وجود ندارد. این به دولت این قدرت را م‌یدهد تا انجام آیین های مذهبی افراد را از طریق تهدید به دستگیری و محاکمۀ آتی محدود کند. گفته می‌شود که وزارت اطلاعات مسئول بیشتر دستگیریهایی است که به صورت عمومی اعلام می شوند. اما از آغاز ماه مه سال ۲۰۱۲، کمپین گزارشاتی از منابع متعدد در خصوص نقش داشتن سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در دستگیریها دریافت کرده است.

وقتی افراد دستگیرشده بازداشت می شوند، در بیشتر موارد به دلیل اخذ اعترافات بازداشت شدگان تحت فشار قرار می‌گیرند. بازجویان غالبا تهدیداتی مانند محاکمۀ جنایی بازداشت شدگان، بدرفتاری، دستگیری اعضاء خانواده، بازداشت طولانی، و یا اعدام به جرم ارتداد را برای وادار کردن بازداشت شدگان به ارائۀ اطلاعات دربارۀ فعالیتهای کلیسایی خویش و فعالیتهای سایر اعضاء کلیسا را طرح می کنند. قول آزادی در ازاء اطاعت ارائه می شود. در بعضی موارد بازداشت شدگان با بازداشتهای طولانی بدون هیچگونه اتهام، کیفرخواست رسمی، محاکمه، و یا احکام قضایی روبرو شده اند.

شکنجه یا بدرفتاری در طول بازداشت

مصاحبه های کمپین با مسیحیان بازداشت شده بیانگر تجربه های دست اول شکنجه و بدرفتاری در طول بازداشت بود. مادۀ ۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اعلام می دارد: “هیچکس نباید مورد شکنجه یا رفتار و یا تنبیه خشن، غیر انسانی، و تحقیرکننده قرار بگیرد.” کمیتۀ حقوق بشر در اظهارنظر شمارۀ ۲۰ خود یادآوری می کند که مادۀ ۷ به وضوح اعلام می کند که حبس انفرادی طولانی مدتِ فرد بازداشت شده یا زندانی ممکن است برابر با رفتارهایی که در مادۀ ۷ منع شده اند بشود. با این وجود، شش مسیحی که توسط کمپین مصاحبه شدند گفتند که برای مدتهای متمادی در حبس انفرادی، همگام با تماس حداقلی با خانواده، بازجویی های مکرر، استفاده از چشم بند، و شرایط نامناسب زندان نگهداری شده بودند. کمپین همچنین گزارشات دست اول آزار جسمی شامل کتک زدن، شلاق، آویزان کردن از قلاب و ضربات با کابل و شلنگ، و سوزاندن با سیگار را دریافت کرده است. طبق گزارشات، به بازداشت شدگان گفته شده است که اگر در مورد بازجویی و یا شکنجۀ خود با کسی حرف بزنند، کشته خواهند شد.

محاکمۀ نوکیشان مسیحی به عنوان تهدید علیه امنیت ملی

در حالیکه مقامات قضایی بعضی وقتها به مسیحیان اتهامات مذهبیِ ارتداد یا توهین به مقدسات (که به نظر می آید توسط دادستان ها و قضات به جای اتهام ارتداد استفاده می شود تا از انتقاد بین المللی جلوگیری کند) وارد می کنند، محاکمۀ نوکیشان پروتستان در دادگاههای انقلاب برای جرمهای سیاسی یا جرمهایی علیه امنیت ملی بیشتر متداول است. اتهاماتی که از همه بیشتر رواج دارند شامل “تبلیغ علیه نظام،” “اقدام علیه امنیت ملی،” “تماس با کشور متخاصم خارجی” و یا “تماس با گروههای ضد نظام” و “تبانی با دول اجنبی متخاصم” هستند. طبق یافته های کمپین مدارکی که مبنای این اتهامات و محاکمات قرار می گیرند فعالیتهای سادۀ مسیحیت مانند تبلیغ مسیحیت، میزبانیِ مراسمِ نیایش یا جلسات مطالعۀ انجیل، حضور در کنفرانس های مسیحی، و توزیع انجیل می باشند. همچنین مقامات ایرانی غالبا ارتباط با سازمانی که در خارج از کشور قرار داشته باشد را یک جرم علیه امنیت ملی محسوب می کنند.

فقدان طی مراحل قانونی در جریان دادگاهها

جریان دادگاهها در مواردی که به مسیحیان پروتستان مربوط می‌شود معمولا با فقدان طی مراحل قانونی در ایران روبروست. چندین مصاحبه شونده به کمپین گفتند که به وکیل دسترسی نداشتند و یا اینکه اگر به وکیل دسترسی داشتند، وکیل آنها از دسترسی کامل به پروندۀ موکلش منع شده بود و بنابراین قادر به ارایۀ یک دفاعیۀ کامل در دادگاه نبوده اند.

محرومیت از حق تجمع و انجمن

علاوه بر دستگیری، بازداشت و نقض حق حیات، دولت ایران به صورت سیستماتیک مسیحیان پروتستان را از حق تجمع مسالمت آمیز و حقوق انجمنی محروم می‌کند. مادۀ ۲۲ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران یکی از امضاء کنندگان آن است، تصریح می‌کند: “همۀ افراد باید حق دسترسی به آزادی اجتماع و انجمن را دارا باشند.” در عمل، دولت ایران مرتبا این تعهدات خود را نقض کرده است. طبق اظهارات طرفداران حقوق مسیحیان، دولت ایران از زمان انقلاب سال ۱۹۷۹، مجوز تاسیس یک کلیسای جدید یا اجازۀ ساخت یک بنای کلیسا، چه از نوع اورتودکس قومی، پروتستان، یا هر نوع دیگری را صادرنکرده است. همچنین دولت ایران از کلیساهای شناخته شده خواسته است تا تعداد افرادی که در مراسم نیایش آنها حاضر می‌شوند را به افرادی که از قبل اعضاء کلیساهای آنان بوده اند محدود کنند و شامل نوکیشانی که اخیرا مسیحی شده اند نکنند. دولت به مسیحیان اجازه نمیدهد تا در مراسم نیایش گروهی، جلسات روزهای مقدس و مطالعات انجیلی در کلیساهای خانگی غیر رسمی مراسم حضور پیدا کنند. همچنین دولت برای روزهایی در هفته که مراسم کلیسا انجام میشود محدودیت اعمال کرده است، بنابراین توانایی شرکت ایرانیان در مراسم مسیحی را تقلیل داده است. و همچنین مسیحیان را از حضور در کنفرانس های بین المللی مذهبی، علیه مادۀ ۱۲ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، که آزادی تحرک و حق ترک کشورخود را برای افراد تنظیم کرده است، منع می کند. این و محدودیت های دیگرشدیدا توانایی مسیحیان برای اینکه به آسانی گروههای مذهبی خود را تشکیل بدهند و آیین خود را اجرا کنند را به مخاطره انداخته است.

محرومیت از حق بیان

حق بیان مسیحیان در ایران، که توسط قوانین بین المللی وهمچنین در اصل ۲۴ قانون اساسی ایران تضمین شده است نیز مرتبا از آنان سلب می‌شود. مادۀ ۱۹ (۲) میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی تضمین می‌کند که “همۀ افراد حق آزادی بیان خواهند داشت،” و کمیتۀ حقوق بشر که ناظر بر اجرای میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی می باشد گوشزد می‌کند که آزادی بیان شامل حق بیان “گفتمان مذهبی” است. به عنوان یک حق فرعی، مادۀ ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی از حق “آماده کردن و توزیع متون و یا انتشارات مذهبی” محافظت می کند. همچنین قانون اساسی ایران حق آزادی بیان را تضمین می کند. اما در عمل، دولت ایران این حق را نقض می کند. مسیحیان برای تبلیغ مسیحیت و برای توزیع انتشارات خود دستگیر، بازداشت، و محاکمه می‌شوند. وبسایتهای فارسی زبان مسیحیان فیلتر می‌شوند، و چهار ایستگاه تلویزیون ماهواره ای مسیحیان متناوبا با ارسال پارازیت روبرو است. دسترسی به انجیل به صورت قابل توجهی محدود می شود: انتشار و واردات کتب انجیل به صورت وسیعی ممنوع شده ودر مواردی ماموران امنیتی کتب انجیل را مصادره کرده اند و در مواردی نیز آنها را سوزانده اند و مسیحیان را برای توزیع انجیل دستگیر کرده اند. دولت همچنین استفاده از زبان فارسی در کلیسا ها را به شدت محدود می کند و توانایی دستیابی جمعیتی عمدتا فارسی زبان به مطالب موضوع وعظ را به شدت محدود می کند.

آزار و اذیت و نظارت بر مسیحیان

گروههای کلیسایی همچنین مرتبا مورد نظارت و آزار و اذیت حکومت ایران قرار می گیرند. این نظارت هم به شکل پیدا و هم به شکل پنهان اعمال می شود. وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی یا سپاه پاسداران رهبران کلیساها را برای سئوال احضار می کنند و تلاش می کنند تا آنها را به زور وادار به ارائۀ اطلاعات در خصوص فعالیتهای کلیساها، خدمات، برنامه های آموزشی، و اسامی و پیشینۀ اعضاء کلیسای خود نمایند. مسیحیانی که اطلاعات خود را با کمپین در میان گذاشتند گفتند که ماموران امنیتی به آنها گفتند که آنها را تعقیب می کنند و به مکالمات تلفنی آنها گوش می کنند. اطلاعاتی که توسط وزارت اطلاعات جمع آوری می‌شود، بعدا مبنای دستگیری ها، محاکمات، و تعطیلی کلیساها قرار می‌گیرد.

تبعیض سیستماتیک علیه مسیحیان

جامعۀ مسیحیان ایران و بخصوص نوکیشان پروتستان، همچنین با تبعیض سیستماتیک در کلیۀ مسایل زندگی روبرو هستند. مادۀ ۲۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اعلام می‌کند: “همۀ افراد در مقابل قانون برابرند و بدون تبعیض حق حمایت مساوی توسط قانون را دارا هستند.” اما دولت ایران نتوانسته مسیحیان را از تبعیض در بسیاری از حوزه های کلیدی مانند استخدام، تحصیل و دسترسی به عدالت محافظت کند. در برخی حوزه ها، مانند ازدواج و قوانین خانواده، مثل قانون جزایی ایران، قانون ایران بوضوح بین مسلمانان و مسیحیان تبعیض قائل می‌شود.

تبعیض در استخدام

مادۀ ۶ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی حق افراد به کار را محافظت می کند. به این ترتیب، حکومت باید از تبعیض در محل کار و در استخدام و اخراج جلوگیری کند. تبعیض در استخدام یکی از عادی ترین اشکال تبعیض علیه مسیحیان، چه بین کارفرمایان بخش دولتی و چه در بخش خصوصی است. مصاحبه شوندگان به کمپین گفتند که بواسطۀ مذهبشان از شغل هایشان اخراج شدند و یا از استخدام آنها جلوگیری شد. فرم های استخدامی چه برای بخش خصوصی و چه برای بخش دولتی همیشه از متقاضیان میخواهد تا مذهب خود را اعلام کنند و ایرانیان معمولا می توانند فورا از نام فامیل افراد متوجه بشوند که آیا فرد یک مسیحی قومی، یک مسلمان، و یا از گروه دیگری است. مسیحیان همچنین ممکن است با موانعی برای آغاز کسب یا اخذ وامهای تجاری و مجوزها روبرو شوند. در برخی از موارد، مخصوصا در دولت، تبعیض استخدامی در قانون تعریف شده است. قانون اساسی ایران وقوانین قضایی آن برای برخی مقامات دولتی، مانند مقام رهبری، ریاست جمهوری، قضات، و کلیۀ نمایندگان مجلس به جز پنج کرسی که به جوامع اقلیت های مذهبی تخصیص یافته اند، مسلمان بودن را الزامی می‌کنند.

محرومیت از حق تحصیل

مادۀ ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی “حق همه به تحصیل ” را به رسمیت می شناسد و اصل ۳۰ قانون اساسی ایران اعلام میکند، “دولت باید برای همۀ شهروندان تا پایان دورۀ تحصیلات متوسطه تحصیل رایگان فراهم کند.” با این وجود، مسیحیان در تحصیل با تبعیض بسیار زیادی روبرو هستند. این تبعیض در شکل اخراج و یا محرومیت از پذیرش در مدارس مقطع دوم و یا دانشگاهها، و یا عدم موافقت با صدور دیپلم پس از تکمیل واحدهای درسی ظهور میکند. به عنوان یک سیاست، مقامات بخشی از شهروندان خود را به عنوان نوعی مجازات از تحصیلات عالی محروم می‌کنند تا پیشرفت اجتماعی دانشجویانی را که در فعالیتهای مذهبی یا سیاسی که حکومت آن ها را نمی پسندد شرکت می کنند محدود کنند.

تبعیض در قوانین ازدواج و خانواده و در قوانین مجازات کیفری ایران

قوانین ایران در خصوص ازدواج و خانواده به وضوح علیه مسیحیان (یا هر غیر مسلمانی) در خصوص قوانین ارث، ازدواج بین یک زن مسلمان و یک مرد غیر مسلمان، مواد قانونی مربوط به زنا، قیمومیت یک طفل و حق کفالت بچه ها در موارد طلاق، تبعیض قایل می شوند. قانوان مجازات کیفری ایران همچنین علیه غیر مسلمانان در موارد ارتباطات جنسی با رضایت طرفین و یا بدون رضایت طرفین و در موارد جرایم خشونت آمیز تبعیض قائل می‌شود.

محرومیت از دسترسی به عدالت

نوکیشان مسیحی در عمل از دسترسی به عدالت محروم هستند چون اعتقاد دارند که اگر در دادگاهی فاش شود که آنها به دین مسیحیت گرویده اند، به آنها به چشم مرتد نگاه خواهد شد. تقریبا تمام این مسیحیان ابراز کردند از اینکه علیه کسی اقامۀ دعوا کنند واهمه دارند چون میترسند قاضی “ارتداد” آنها را به عنوان خطایی به مراتب بزرگتر از خطای کسانی که به آنها ظلم کرده اند ببیند.

نتیجه گیری

شواهد آزار و اذیت سیستماتیک و تبعیض علیه نوکیشان مسیحی در ایران، که ناقض حقوق بین المللی و حقوق آنان طبق قانون اساسی کشور ایران است، از طریق شهادت دست اول و مستندات در این گزارش به تفصیل نمایش داده شده است. همانگونه که در مورد تبرئۀ یوسف ندرخانی از اتهام ارتداد دیدیم، حکومت ایران نشان داده است که نسبت به فشار بین المللی پاسخگوست. اما صدها نوکیش پروتستان تحت عنوان اتهامات مبهم “امنیت ملی” هنوز اذیت و آزار می‌شوند و در خطر اتهام ارتداد و مسیحیان نوکیش هنوز از حقوق اولیۀ خود در تقریبا تمام زمینه های زندگی محروم هستند. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از جامعۀ بین المللی میخواهد تا ایران را برای موارد نقض حقوق بشر خود پاسخگو کند و دست به اقداماتی هماهنگ شده بزند تا از حقوق نوکیشان مسیحی حفظ و حمایت کند.

Iranian Christian Converts Bringing Life to German Church

Parts of Germany are among the most godless areas in the world. Polling shows that belief in God in the old communist east is only 13 percent.

Mohabat News — CBN News reports that church attendance in Germany is growing, thanks to former Muslims from Iran. At the House of God’s Help (Church) in Berlin, Persian converts to Christianity have doubled the size of the congregation.

“It came like an unexpected summer rain,” church deaconess Rosemarie Götz said. “Suddenly new people started coming every week and asked to be baptized.”

“In the beginning only five or six Iranians came. They were easy to spot and we got to know them,” she continued. “And then over time they brought their friends and neighbors.”

Hungry for Freedom

According to CBN, Germany has experienced a surge in Islam this year. Muslims conducted a nationwide campaign to give away Korans in a country that has largely turned its back on biblical Christianity.

But Iranian immigrants, or Persians, have already experienced the darkness and oppression of Islam in their native land, and they are hungry for the freedom and joy of Christianity.

“I met a few times with friends in Tehran in an underground church in a flat and there we spoke about Jesus,” one man named Michael, who attends the church, told CBN News. “We held Bible studies but sometimes without an actual Bible. And five years ago I was baptized in a bathtub.”

All the Persians CBN News talked to accepted Christ in Iran and then had to either flee or risk prison or death.

“I was going to a house church meeting when I saw police outside the flat, so I didn’t go in,” another church member named David told CBN News. “And later I called home and my mother said,’ The police were here looking for you.’ So I knew I couldn’t go home, so they helped me flee the country.”

A woman named Nafiseh said it was difficult to learn about Christianity in Iran.

“Because it’s forbidden when someone is a Muslim and they want to become a Christian,” she said. “My husband at that time was a Muslim and when he learned that I wanted to become a Christian, he forbade me.”

“It was really difficult; I had to leave my parents, so I lost my home, my family,” she said.

Real Conversions?

Götz said some of the converts were surprised to find so many Germans disinterested in Christianity.

“Most of them became Christians in Iran and know more about Christianity than you would expect,” she said. “They’re ahead of us in a sense because they have already been persecuted for Christ and they figured out really quickly that a lot of Germans are Christians in name only. And they’re disappointed that Germans take religious freedom for granted.”

Some Germans are suspicious of the conversions because being baptized can help a refugee stay in Germany rather than be deported. So, Götz makes the Persian converts go through a rigorous schedule of Bible classes.

“I did suspect that some of them just wanted to be baptized so they could get their residency in Germany, but that has turned out to be the case with only a few,” she said. “In fact, some of those who have already been baptized have come back to our faith and baptism class for the fourth time.”

National Phenomena

It’s not known how many Persian immigrants have converted and joined churches in Germany, but it has become a nationwide phenomenon, and the baptisms are said to number in the thousands.

At the House of God’s Help, it has reinvigorated the congregation.

“These young, energetic, diligent Iranian Christians have brought a little revival from Iran to our congregation,” Götz said. “And I’m thankful that out members opened their hearts to them.”

نوکیشان مسیحی ایرانی جان دوباره ای به کلیساهای آلمان بخشیده اند !

میزان حضور افراد در کلیساهای آلمان رو به افزایش است، این مسئله را کلیساها مدیون ایرانیانی هستند که از اسلام به مسیحیت گرویده اند، این موضوع باعث تقویت جماعت کلیسا شده که نوکیشان مسیحی شور و نشاط و بیداری روحانی را برای کلیساها به ارمغان آوردند.

بخشهایی از کشور آلمان در جرگه لاییک ترین مناطق جهان قرار دارند. نظر سنجی ها حاکی از آن است که در مناطق کمونیست نشین سابق در المان (المان شرقی عمدتن) تنها 13 درصد از جمعیت به خدا اعتقاد دارند.

به گزارش سرویس ترجمه « محبت نیوز» به نقل از CBN از برلین ، بر اساس گزارشها میزان حضور افراد در کلیساهای (آلمان) رو به افزایش است. کلیساها این مسئله را مدیون ایرانیانی هستند که از اسلام به مسیحیت گرویده اند. برای نمونه حضور نوکیشان مسیحی ایرانی در کلیسای “خانه یاری خدا” در برلین تعداد شرکت کنندگان در مراسم این کلیسا را دو برابر افزایش داده است.

رزماری گوتس، از بانوان شماس کلیسا، می گوید: « به شکلی بی سابقه شاهدیم که هر هفته تعداد زیادی از علاقمندان در مراسم هفتگی کلیسا حاضر میشوند و تمایل دارند تا “غسل تعمید” بگیرند. در ابتدا حدود پنج یا شش نفر از ایرانیان به کلیسا آمدند. به راحتی قابل تشخیص بودند و با آنها آشنا شدیم. ولی پس از چندی آنها دوستان و همسایگان خود را نیز به کلیسا اوردند و رفته رفته مانند سیل بهاری تعدادشان افزایش یافت.»

- تشنه آزادی

امسال اسلام در آلمان طغیان کرد. مسلمانان امسال در کل کشور بطور مجانی قرآن توزیع کردند. در عین حال مهاجران ایرانی که در کشورشان طعم سیاهی و ظلم اسلام را چشیده اند، گرسنه آزادی و شادی در مسیحیت هستند.

یکی از افرادی که به کلیسا پیوسته و خود را با نام مستعار مایکل معرفی کرد به گزارشگر CBN گفت، « من در ایران با دوستان چند باری در یک کلیسای خانگی در یک آپارتمان دیدار کردم و از مسیح صحبت کردیم. جلسات مطالعه کتاب مقدس برپا می کردیم که در برخی از جلسات حتی خود کتاب مقدس را در دست نداشتیم. من پنج سال پیش در یک وان حمام تعمید گرفتم.»

کلیه افرادی که با CBN گفتگو کردند، در ایران به مسیح ایمان آورده اند. ایشان پس از ایمان آوردن به مسیح یا باید فرار می کردند، یا با احتمال زندانی شدن و یا با حکم ارتداد روبرو می شدند.

داوود، یکی دیگر از اعضای این کلیسا گفت، « داشتم به یک کلیسای خانگی می رفتم که دیدم ماموران امنیتی بیرون آپارتمان ایستاده اند. داخل نرفتم. کمی بعد با منزلمان تماس گرفتم که مادرم گفت که چند لباس شخصی در آنجا به دنبال من آمده. فهمیدم که تحت پیگیرد پلیس هستم و نمی توانم به خانه بازگردم. بنابراین با کمک خانواده ام توانستم از ایران فرار کنم.”

نفیسه، یکی دیگر از دختران ایرانی مسیحی می گوید کسب اطلاع از مسیحیت در ایران مشکل است. او گفت، ” اگر کسی مسلمان باشد، تغییر دین به مسیحیت برای او ممنوع است. همسرم در آن زمان مسلمان بود. وقتی که متوجه شد می خواهم مسیحی شوم، من را منع کرد. خیلی سخت بود. مجبور شدم پدر و مادم را ترک کنم. خانه و خانواده ام را از دست دادم.

- آیا این تغییر مذهب واقعی است؟

خانم گوتس می گوید: « برخی از این نوکیشان تعجب کردند که چطور بسیاری از آلمانی ها علاقه ای به مسیحیت ندارند. بسیاری از این نوکیشان در ایران مسیحی شده اند و به طرز غیر قابل انتظاری اطلاعاتشان در خصوص مسیحیت بالاست. آنها از لحاظی از ما جلو ترند چون به خاطر مسیح جفا دیده اند. آنها بسیار سریع درمی یابند که بسیاری از مردم آلمان تنها فقط به اسم مسیحی هستند. ایشان همچنین از اینکه آلمان ها قدر آزادی مذهبی در کشورشان را نمی دانند، متأثر می شوند.”

” برخی از آلمانی ها به این نوع تغییر دین مشکوکند زیرا تعمید گرفتن می تواند به پناهندگان کمک کند که در آلمان بماند و دیپورت نشود. بنابراین، خانم گوتس این نوکیشان ایرانی را از یک سری دوره کلاس های سخت الهیات کتاب مقدس می گذراند.”

او می گوید،”درست است که برخی از کسانی که تعمید می گیرند فقط به فکر گرفتن اجازه اقامت شان هستند که تنها تعداد کمی به این صورت بوده اند. در واقع برخی از نوکیشانی که تعمید گرفته اند برای چهارمین بار بازگشته اند و در کلاسهای تعلیمی “ایمان و غسل تعمید” ما شرکت کرده اند.

- پدیده ملی

مشخص نیست از ایرانیانی که به آلمان مهاجرت کرده اند ، چند نفرشان به کلیساها پیوسته و مسیحی شده اند، ولی آنچه معلوم است این است که این موضوع در آلمان تبدیل به یک پدیده ملی شده است که باعث گردیده تعداد نفرات تعمید گیرنده به هزاران برسد.

این پدیده در کلیسای خانه یاری خدا باعث تقویت جماعت کلیسا شده است.

این شماس کلیسا در پایان گفت، « این نوکیشان مسیحی ایرانی پرشور و نشاط و با انرژی توانسته اند کمی از بیداری روحانی شان را از ایران برای جماعت ما به ارمغان بیاورند. من از تمامی اعضای کلیسایمان که دلهای خود را به روی ایشان باز کردند سپاسگزارم.

امروزه بسیاری از ایرانیان مسیحی در شهر های بزرگ و كوچك اروپا و با تشكیل كلیساها و یا اجتماعات خانگی به دور هم گردآمده تا ضمن دعا و پرستش ، دروس و تعالیم الهیات مسیحی را نیز بیاموزند . پیش از این نیز یك روزنامه آلمانی زبان گزارشی از وضعیت نومسیحیان ایرانی در كشور اتریش را منتشر كرده بود كه در این گزارش آمده است كه در شهر وین پنج انجمن مسیحی فارسی زبان وجود دارد كه بیشتر آن را افرادی تشكیل می دهند كه از الله به مسیح رسیدند .

هجوم مامورین پلیس“فتا” به منزل یک وبلاگ‌نوس مسیحی در تهران

 


 

تعدادی از ماموران لباس شخصی که گفته می شود از طرف پلیس “فتا ” بوده اند، برای چندمین بار با در دست داشتن حکم جلب و بدون حکم تفتیش، به منزل یک از نوکیشان مسیحی در تهران هجوم برده و منزل ایشان را مورد بازرسی قرار دادند.

-عکس : نوکیش مسیحی علیرضا ابراهیمی

به گزارش « محبت نیوز »، گزارشگران هرانا خبر داده اند، پلیس سایبری موسوم به ” فتا ” در روز چهارشنبه مورخ 24- آبان ماه 1391 برابر با ( 14 نوامبر 2012) برای چندمین بار با در دست داشتن حکم جلب ، به منزل علیرضا ابراهیمی از نوکیشان مسیحی مراجعه نموده و قصد بازداشت وی را داشته اند. ماموران که لباس شخصی بر تن داشتند همچنین بدون ارائه و یا داشتن حکم تفتیش اقدام به بازرسی خانه کردند.

بنا بر گزارشات، در رویداد مشابه دیگر نیز ماموران لباس شخصی در تاریخ دهم خرداد 1391 ( 30 می 2012 ) به منزل شخصی پدر ” علیرضا ” هجوم آورده و سیله های شخصی ایشان از جمله لپ تاب، مقالات و یاداشت های ایشان در خصوص مسحیت و کتاب‌های مرتبط با مسیحیت را ضبط و با خود بردند.

همچنین پیش از این در تاریخ هفتم خرداد ماه ۱۳۹۱ ( 27 می 2012 ) ماموران لباس شخصی به منزل این نوکیش مسیحی هجوم برده و از آنجایی که “علیرضا ابراهیمی” در منزل حضور نداشت موفق به دستگیری وی نمی‌شوند، اما ماموران احتمال می دهند ممکن است وی با دوستانش باشد که برای یافتن علیرضا به سراغ دو تن دیگر از دوستان مسیحی وی می روند. “سعید و صادق میرزایی” از نوکیشان مسیحی می باشند که در همان روز توسط ماموران امنیتی بازداشت می شوند . این دو نوکیش مسیحی گفته شده به اتهام تبلیغ علیه اسلام و اقدام علیه امنیت کشور بازداشت و در حال حاضر نیز از وضعیت آنان اطلاع دقیقی دردست نیست .

نوکیش مسیحی “علیرضا ابراهیمی” که از سه سال پیش به مسیحیت گرویده از وبلاگ نویسان مسیحی می باشد که در زمینه بشارت مسیحیت در فیس بوک نیز فعال بوده است. از آنجایی که ممکن است نامبرده از کشور خارج شده باشد اما تلاش پلیس فتا برای یافتن وی همچنان ادامه دارد.

علیرضا ابراهیمی به همراه جمع دیگری از نوکیشان و همفکران مسیحی خود در فضای اینترنتی اقدام به بشارت مسیحیت می کردند که دو نفر از آنان “سعید و صادق میرزایی” هم اکنون توسط پلیس فتا بازداشت می باشند.

- برخورد فتا با سایت های ضد دینی

چندی پیش نیز رئیس پلیس فتا از برخود شدید فتا با وبلاگ ها و سایت های ضد دینی خبر داده بود. سردار سید کمال هادیانفر در گفت‌وگو با خبرگزاری های داخلی گفت: « با سایت‌ها و وبلاگ‌های ضد دینی و آنهایی که به دنبال ایجاد فتنه مذهبی در فضای اینترنت هستند برخورد می‌کنیم.

وی افزود، هر دسته و گروهی که جان و مال مردم را مورد هدف قرار دهند و یا از فضای مجازی برای تخریب و تخریب پیوند‌های دینی و ایجاد تفرقه در بین ادیان استفاده کنند با برخورد شدید پلیس سایبر روبه‌رو خواهند شد.

- پلیس فتا

پلیس سایبری ایران با نام مختصر “فتا”، که از ۳ بهمن ۱۳۸۹ (۲۳ ژانویه ۲۰۱۱) شروع به کار کرد، یک واحد تخصصی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که مخفف پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات است.این واحد پلیسی عمومن به جرایم اینترنتی – سایبری- و فعالیت‌های وبلاگ‌نویسان ایرانی را تحت کنترل دارد.

از جمله کسانی که چندی پیش توسط پلیس فتا بدون حکم جلب بازداشت شده بود “ستار بهشتی” است ، وی کارگر و وبلاگ‌نويسی بود که به هنگام مرگ ۳۵ سال داشت. او روز ۹ آبان (30 اکتبر) به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت در شبکه اجتماعی و فيس بوک» توسط پلیس فتا بازداشت شد و روز ۱۳ آبان ( 3 نوامبر) در بازداشتگاه نيروی انتظامی درگذشت.

احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران، گفت که پلیس از درگذشت ستار بهشتی، وبلاگ نویس منتقد حکومت، “متاسف” است.